246
4 / پ: مهراس
ابنهشام ذيل شرح وقايع احد مىنويسد:
فلما انتهى رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - إلى فم الشّعب خرج عليّ ابن أبيطالب حتى ملأ دَرَقَتَهُ ماءً من المهراس فجاء به إلى رسولاللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - ليشرب منه فوجد له ريحا فعافه يشرب منه و غسل عن وجهه الدم و صبَّ على رأسه و هو يقول:
«اشْتَدَّ غَضَبُ اللّٰه على مَنْ دمى وجه نبيّه». 1و چون سيّد عليه السلام به دامن كوه رسيد، تشنه بود. آب خواست و على -\كرّم اللّٰه وجهه -\ برفت و اسپر خود در آب زد و بياورد و پيغمبر عليه السلام آن را كراهيّت داشت و از آن آب نخورد و گفت:
«اين آب به سر من فرو ريزيد!» و آن آب به سر وى فرو ريختند و سيد خون از رخسارۀ مبارك خود پاك مىكرد و مىگفت:
«خشم خداى سخت باد بر آن كس كه روى پيغمبر خود به خون بيالود.» 2نويرى نيز به اين خبر اشاره كرده است و ترجمۀ پارسى آن از اين قرار است:
«و چون پيامبر به دهانۀ درّه رسيد، علىّ بن أبىطالب رفت و سپر خود را پر آب كرد و پيش پيامبر آورد كه از آن آب بياشامد؛ ولى چون بويى از آن استشمام شد، آب را نياشاميد و به مصرف شستن خونهاى صورت رساند.» 3«مهراس» در لغت به معناى سنگاب است؛ يعنى سنگى كه ميان آن نقر شده و آب در آن گودى قرار گيرد. چنين وصفى دقيقاً همان معنى «آبگير» را در فارسى مىدهد.