213تعصّب تنفّرآميزِ دفاع، راهى براى صلح و سلم و خاتمهدادن سريع به جنگ، بيابند و درس مشورت و شورا را در اتّخاذ تصميمات جمعى و آنچه منافع و مصالح عموم در آن نهفته است، به پيروان خود بياموزند؛ تا گفته نشود كه او چون پيامبر است راهى براى آراء مردم باز نگذاشت؛ يا مردم را از حالت دفاعى به خوى تهاجمى كشاند.
3 / ب : تدارك و مواضع
تاريخ به ياد مىآورد كه پيامبر صلى الله عليه و آله روز جمعه چون از نماز صبحگاهى فارغ گشت، آمادۀ خروج از مدينه شد و مسلمانان براى دفاع از آيين جديد خود رغبتى زايدالوصف يافتند و يكپارچه رسول را حلقه زدند. مردمى با هدفى اعلا ولى امكاناتى ناچيز، قصد مهاجمانى را كردند كه بىهدف، شور تعصّبات خونخواهى در سر داشتند و با حدّاكثر تداركات ممكن، كنار شهر آتش افروخته بودند. چادرها به پا داشته بودند و طبلزنان و رقص كنان، سُنن جاهليّت را احيا مىكردند و با سرودهاى هيجانانگيز، تفاخر جاهلى را با خوى خونينسرشتِ خود دَرهم مىآميختند. آنان با اين شيوه و رفتار، به اعصار گذشتۀ جزيرةالعرب ره مىيافتند؛ امّا در اين سوى، محمّد صلى الله عليه و آله و يارانش با ذكر و تأمّل، آيندۀ روشن ايمان و ارتباط با ابديّت را در مظلوميّت و پايدارى خود جستجو مىكردند.
آنچه گفته شد، احساسات شخصى مؤلّف نيست و احساس و دركِ برخاسته از صفحات تاريخِ مربوط به آن روزها و ساعتهاست. تأمّل بر مضامينى است كه در خلال گفتگوها، ثبتِ اوراق تاريخى شده است و به هر حال تلاش محقّقى است كه خود را از لابلاى هزاران مستند تاريخى، به كنار مدينه كشانده است؛ تا آن روز و روزهاى پس از آن را اشراق كند. حالتى است كه از امروز به گذشتههاى دور نمىنگرد؛ بلكه امروز زندگى مىكند، ولى در گذشتهها حضور مىيابد:
مدّت وقايعِ جنگ احد بسيار كوتاه است. بنا به روزشمارِ واقعه كه در كتاب «تاريخ الرّسل و الملوك»، (ج3، ص1016) آمده است، چهارشنبه، قريش به حوالى شهر رسيدند. پنجشنبه، مسلمانان به مذاكره پرداختند و جمعه، براى دفاع، شهر را ترك كردند.