118فعلّمهم فإذاً حذقوا فهو فداؤه». 1در سند تاريخى ديگر از طريق محمّد بن الصباح به نقل از شريك به روايت از عامر، جملۀ «فكان زيد بن ثابت ممّن عُلّم» 2 اضافه شده است.
عدالت ديگرى كه پيامبر براى آزادى مهاجمان بتپرست اعمال نمود، اعلام اصلِ «و كان يفادي لهم على قدر أموالهم» بود. «سعيد بن محمّد كازرونى» در كتابش آورده است: «و رسول ندا مىداد كه فدا به قدر مال ستانيد.» 3بنابر اين، جريمهاى كه كفّار در قبالِ جنگيدن با مسلمانان و آنها را به خاك و خون كشاندن، متحمّل شدند، مالى بود كه پرداختش در توان آنان بود و نه بيشتر! اينها همه شرايطى بود كه محمّد صلى الله عليه و آله در آن عصر براى رهايى دشمنان خود و عفو تقصيرهايشان درنظر گرفت و هدف اين بود كه تازهمسلمانان، با آن همه نفوذ آداب و سنن ديرينه، جامعۀ رو به تكامل مدينه را نپاشند و قريشيان، مجالى براى ترك تعصّبهاى جاهلى بيابند. 4ثانياً برخى از مهاجمان بدر، قلباً به يكتاپرستى و تعليمات معنوى محمّد صلى الله عليه و آله تمايل داشتند؛ اما شرايط زندگى و روابط پيچيدۀ اجتماع مكّه مانع از آن بود كه آنها در اظهار ايمان مجالى بيابند. در عين حال به اعتبار اين ايمان باطنى، مايل به پرداخت فديه نبودند و در واقع نيز اين دو با هم مغايرت داشت. موسى بن عقبه در مغازى مىنويسد:
«گروهى از مسلمانان كه اسير شده بودند، به پيامبر اظهار مىداشتند كه ما