90انجام چنين كارى رضا داد. وى در يكى از روزها پس از اداى نماز ظهر بر فراز منبر رفت و چنين اعلام كرد:
«أيّها النّاس، إنّي قد أردتُ أن أهدم مسجد رسولاللّٰه - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - و أزيد فيه و أشهد لسمعتُ رسولاللّٰه - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - يقول: من بني للّٰهمسجداً بني اللّٰه له بيتاً في الجنّة و قد كان لي فيه سلف و إمام سبقني و تقدمني عمربن الخطاب كان زاد فيه و بناه و قد شاورت أهل الرأي من أصحاب رسولاللّٰه - صلّىاللّٰه عليه[ وآله ] وسلّم - . فاُجمعوا على هدمه و بنائه و توسيعه». 1البته طبق آوردۀ محمود بن لبيد كه امام بخارى در «صحيح» و مسلم در «صحيح» و بغوى در «شرح السّنه» به آن اشاره كردهاند، مردم با توسعۀ مسجد پيامبر، موافقت كامل داشتند، ولى: «و احبّوا أن يدعه على هيئته!»
«محمودبن لبيد» عقيدۀ عمومى را در خصوص توسعۀ مسجد، چنين ثبت كرده است كه: «فإنّما كرهوا منه بناءه بالحجارة المنقوشة لا مجرّد توسعته». 2از سويى ديگر، بلاذرى در «انساب الأشراف» 3 از مالك بن انس، از زهرى گفت:
«عثمان، مسجد النّبى را توسعه داد و ده هزار درهم سيم را از اموال خود، صرف آن نمود. ولى مردم مىگفتند: مسجد پيامبر را توسعه مىدهد در حالى كه طريق و راه او را وارونه عمل مىكند»؛ «قال: وسّع عثمان مسجد