462است كه از نظر محمّد صلى الله عليه و آله ، كسوف و خسوف، دو پديدۀ طبيعى و ناشى از جريان قوانين جهان طبيعت است كه بر خلاف ديدگاه اهل نجوم قديم و ساحران و مذاهب جاهلى، وقوع آن ارتباطى به مجراى حيات و ممات انسانها ندارد.
از سوى ديگر بيان حديث به صورتى است كه معلوم مىسازد: گفتۀ پيامبر صلى الله عليه و آله پىآمد تحقّق كسوف يا خسوفى بوده كه پس از تولّد يا مرگ انسانى رخ داده است؛ به نحوى كه اهل مدينه كسوف يا خسوف رخداده را مرتبط با حادثۀ مرگ مذبور دانستهاند. از اينرو پيامبر با گفتۀ يادشده، خطّ بطلانى بر افسانههاى جاهلى و اساطير و روايات و حكايات رايج و غالباً بنىاسرائيلى كشيده است. با نگرش ديگر، عموم منابع سيره و حديث، صدور كلام پيامبر صلى الله عليه و آله را در روز وفات ابراهيم و متعاقب تأثّر و تأسّف شديد محمّد صلى الله عليه و آله از مرگ فرزندش دانستهاند:
امام بخارى در «صحيح» به نقل از مغيرة بن شعبه گفته است:
«كسفت الشّمس على عهد رسول اللّٰه يوم مات إبراهيم». 1و كلينى در «فروع من الكافى» به نقل از ابوالحسن موسى نقل مىكند:
«إنّه لما قبض إبراهيم ابن رسول اللّٰه...» 2بنابر اين، مصادفشدن مرگ ابراهيم با رخداد كسوف يا خسوف، مردم را واداشت كه چنين پندارند كه اين تغيير حالت آسمان، ناشى از مرگ ابراهيم است:
كلام ابوالحسن موسى به صورتِ «فقال النّاس: انكسفت الشمس لفقد ابن رسول اللّٰه...» و كلام سفيان وكيع به صورت «فقال النّاس: انكسفت لموت إبراهيم» ضبط