46بعضى از اهل لغت گفتهاند: «قبوه» كه با مدّ و قصر خوانده مىشود.
عياض مىگويد: «الكبرى» قرائت قصرِ آن را منع مىكرد و معتقد بود كه بايد آن را «قبآء» خواند.
فيروز آبادى 1 به رأى «خليلبن احمد» اشاره مىكند كه وى معتقد بود: «قباء، هو مقصورٌ» و خود نظر مىدهد كه: «و هي في الأصل اسم بئرٍ هناك عرفت القرية بها».
ابوحنيفه مىگويد: قبا از قبوة مشتق شده است و آن به معناى جمع و وصل است و قزوينى 2 اين بيان مشهور جغرافىدانان را ياد آورده كه قبا نام قريهاى است در دو ميلى مدينه. 3هَمْدانى در «صفة جزيرةالعرب»(ص264)، كه در نيمۀ اوّل قرن سوم هجرى تأليف كرده است، قبا را از جملۀ «ارض يثرب» دانسته، مىنويسد:
«أرض يثرب؛ المدينة و قبا و الفضاء واحد و العقيق و بطحان و سلع.»
آنچه مورّخان بر آن اتّفاق نظريه دارند، اين است كه قبل از رسيدن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به قبا، مسلمانان يثرب و اهل قبا از هجرت محمد رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله مطّلع شده بودند و هر روز در انتظار قدومش لحظهشمارى مىكردند. ابنكثير در «البداية والنّهايه» سند اين فراز تاريخى را روايت «ابناسحاق» دانسته است:
ابناسحاق از محمّدبن جعفر، از عروةبن زبير، از عبدالرّحمانبن عويم بن ساعده، از قول عدّهاى از صحابۀ محمّد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله نقل مىكنند:
«وقتى خبر هجرت رسول را از مكّه شنيديم، در انتظار مقدمش همه روزه قبل از روشنايى صبح، از منزل خارج مىشديم و به سمت حَرّه مىرفتيم و نماز صبحگاهى را در آنجا بهجا مىآورديم و به انتظار مىنشستيم. آنقدر مىمانديم تا تحمّل گرماى آفتابِ حرّه غير ممكن مىشد و به خانه باز مىگشتيم؛ تا اينكه روزى از روزها...»