432بقيع، با دقّت و رعايت اختصار، يادها كرده است. از جمله در بارۀ بقاع بقيع مىنويسد:
«و العباس و الحسن بن علي و من ذكرناه معه تجمعهم واحدة هي أعلى القباب التي هنالك كقبة ابراهيم و قبّة عثمان التي بناها السلطان محمود سنة 1233ه .ق. وقبّة الزوجات و قبة اسماعيل بن جعفر الصادق و قبة الإمام أبي عبداللّٰه مالك بن انس الأصبحي إمام دارالهجرة و قبّة نافع شيخالقراء.» 1«ابراهيم رفعت پاشا» از اين آثار در سال 1321ه .ق. دو عكس بسيار باارزش و منحصر به فرد تهيّه كرده است كه به خوبى موقعيّت بناهاى بقيع را قبل از ويرانى نشان مىدهد. 2
/1پ: محو آثار بقيع
گفتيم كه آثار و بناهاى بقيع، به صورت يك سنّت مداوم، مورد مراقبت امراء مدينه قرار مىگرفت و براى تودۀ مردم، امرى عادى بود. تزيين و نوسازى هميشگى اين آثار، از عادات پسنديدهاى بود كه در ميان مسلمانان، تعظيم شعائر دينى تلقّى مىشد.
از اين جهت كه بگذريم، در خصوص «وجود اين بُقاع و تزيين و نوسازى آنها»، نظر صِرف دينى و استنباط حرمت يا استحباب، كراهت يا جواز، همواره مورد بحث و مناقشه ميان مفتيان مذاهب اسلامى قرار داشت.
در اين وادى گسترده كه ظاهراً كماهميّت ولى جنجال برانگيز و در مقولۀ تعصّبات، امرى پيچيده بود، دسترسى به منابع يكدست، كه حكم قاطعى بتوان از آن استخراج نمود و آن را عموميت بخشيد، غيرممكن بود. از اينرو در آغاز سدۀ چهاردهم هجرت و در