334«چون از كشتن كعب فارغ شدند، سرش را بريدند و همراه خود بردند. پس شتابان بيرون آمدند. چون از كمين يهوديان بيمناك بودند، به محلۀ بنىاميّة بن زيد و سپس محلۀ يهود بنىقريظه رسيدند كه آتشهاى ايشان بر فراز كوشكهايشان روشن شده بود.
سپس به بعاث رسيدند. چون به حرةالعريض رسيدند، زخم حارث شروع به خونريزى كرد. چون به بقيع رسيدند، تكبير گفتند.»
در اين مسير، محمّد بن مسلمه از جنوب شرقى مدينه حركت نموده، به جانب شمال منازل امية بن زيد بن قيس... بن الاوس در مجاورت منطقۀ نواعم رفت. پس از عبور از بنىقريظه و مزرعۀ مجاور آن بنام بعاث به قسمت شمالى حره كه به عريض شهرت دارد، رسيد و از آنجا به جانب مغرب تغيير مسير داد و به بقيع رسيد.
پ: آثار خانۀ كعب بن اشرف
در سالهاى 1395ه .ق. تا 1398ه .ق./ سفر و بررسى عينى سرزمينهاى شرق مدينه از منطقۀ گرم و سوزان حرّۀ واقم تا خرماستان و باغستانهاى مجاور آن براى شناسايى حدود تقريبى منازل بنوحارثه و بنومعاويه، بنوعبدالاشهل و بنوظفر تا طوايف يهودى: بنونضير و بنوقريظه - كه ميراث فرهنگى ايران و عرب از آنها به فراوانى سخن آورده است - با رنجهاى زيادى توأم شد.
در اين سير و در حالى كه فهرست بيش از يكصد اثر و نشان تاريخى را در دست داشتم، به اثر و نشانى در خصوص خانۀ كعب بن اشرف/ دست نيافتم و تنها براى شناسايى قدم به قدمِ حدود شهركهاى انصار و يهوديان تا دامنۀ كوه عير، توفيقاتى به دست آوردم.
در منطقهاى كه بنا به شواهد و مآخذ، محلّ زيست بنونضير بوده، آثار بجامانده از ظاهراً قلعهاى نظرم را جلب نمود؛ ولى ذهنم به تطبيق آن با مستندات تاريخى راه نيافت و فراموشش كردم. بعدها در مراجعۀ مجدّد به كتابى به نام «آثار المدينة المنوّره» احساس كردم: پژوهشى كه پيرامون حصن كعب بن الأشرف آورده، بايد همانى باشد كه در سال 1396ه .ق. ساعتى نظرم را به خود جلب كرده بود.