329مىگويند:
قريشيان به كعب و همراهانشان گفتند:
«إنّكم أهل كتاب و محمد صاحب كتاب و لا نأمن أن يكون هذا مكراً منكم فإن أردتم أن تخرج معكم فاسجدوا لهذين الصنمين و آمنوا بهما.» 1اين شيوه عملكرد، در نهايت مورد تأييد قريشيان نبود؛ چه آنان مىدانستند كه بر اثر مقاومت قريش، مسلمانان مدينه رو به تضعيف مىنهند و در نتيجه موقعيّت متزلزل قبائل يهودى يثرب، تثبيت خواهد شد. با اين همه «كعب بن اشرف» به اتّكاى مال فراوان و سياست وحدتبخشى به يهوديان «بنوقريظه»، «بنوقينقاع» و «بنونظير» توانست علىرغم كينههاى ديرينه با مشركان، مكيّان را به پيوند خود در آورد و جبهۀ مبارزه يهوديان را عليه اسلام نوپا، تحكيم بخشد و خود در وادى همۀ اين تلاشها، به صورت قدرتى مقاوم در برابر مسلمانان جلوه نمايد.
محمّد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله به نقش «كعب بن اشرف» در بسيج يكپارچۀ مخالفان توحيد، مطّلع بود و توجه ژرف او در اهميت نقشى اينچنين و ضرورت اتخاذ يك تدبير قاطع باعث گرديد كه اين آيه بر قرآن وى نقش بندد:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتٰابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطّٰاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هٰؤُلاٰءِ أَهْدىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً أُولٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللّٰهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً . 2