271البكرى در معجم ما استعجم ضمن اشاره به موقعيّت ذوالحليفه، تصريح مىكند:
«و كان ينزل تحت شجرة في موضع المسجد الّذي بذيالحليفة اليوم فإذا قدم راجعاً هبط بطن الوادي فإذا ظهر من بطن الوادي أناخ بالبطحاء الّتي على شفير الدار الشرقية، فعرّس حتى يصبح». 1فخرالدّين طريحى در «مجمعالبحرين» 2 پس از تعريفهاى لغوى تعريس، معرّس را مكان تعريس و نام مكانى در ذىالحليفه مىداند؛ زيرا پيامبر «عرس فيه و صلّى الصبح فيه ثمّ رحل و فيه إذا أتيت ذاالحليفة فأت معرس النبيّ فإنّ رسول اللّٰه كان يعرس فيه و يصلّى فيه». 3اين مكان در تصريحات طُريحى در يك فرسخى مدينه و نزديك مسجد شجره جاى دارد؛ «و هذا الموضع مسجد النبيّ و حيث أنّه نزل به استحب النزول به مطه؟؟؟ ليلاً أو نهاراً.» 4پس از بررسى منابع مهم حديث و شروح كتاب حج مندرج در آثار مفتيان مسلمان، معلوم گرديد كه مسجد معرّس نهتنها مكانى مقدّس است؛ بلكه نزول زائرانى كه از مدينه به قصد حج و عمره عازم مكّه هستند و توقّف در آن، مورد تأكيد قرار گرفته، و منابع فقهى در ذيل «فى استحباب النزول بالمعرّس» بسط كلام دادهاند؛ ولى در قرن ما، در هيچ يك از آثار فقهى فريقين، به تعريس در مُعرّس نبى يا اشارهاى نشده و يا از آن نشانى ندادهاند و حتّى در حجاز به استثناى معدود پژوهشهاى تاريخى و گزارشهاى آكادميك از مورّخان عرب - عموماً - و حجاز و نجد - خصوصاً - نسل امروز از آنان