270
فصل سيزدهم: مسجد مُعَرَّس
مُعَرَّس، اسم مكان و از تعُّرس، به معناى خواب مسافر گرفته شده است. ابناثير در النّهايه (ج 3، ص206) آن را نزول مسافر در آخر شب؛ يعنى مكان تعرس مىداند.
ياقوت حموى در معجمالبلدان (ج 5، ص155)، «معرَّس» را محل خواب مسافرى مىداند كه پس از پيمودن راه در دو ثلث نخست شب، در نزديكىهاى صبح و ثلث آخر شب منزل مىگيرد و پس از خوابى خفيف، حركت را به سوى مقصد پى مىگيرد.
مجدالدّين فيروزآبادى در المغانم المطابة فى معالم طابه (ص386)، پس از آنكه اعراب «معرس» را «بضمّ ثمّ فتح و تشديد الرّاء المفتوحه» مىخواند، مىنويسد:
«اسم لمسجد ذيالحليفة على ستّة أميال من المدينة، كان رسول اللّٰه يعرّس قربَه ثمّ يرحل لغزاة أو غيرها» 1 و تعرّس را به همين اعتبار چنين تعريف مىكند:
«نومة المسافر بعد ادلاجه فإذا كان وقت السحر نام نومة خفيفة ثمّ يثور مع انفجار الصبح لجهة قصده». 2