267تأكيد بر «المسجد الكبير» نشان دهندۀ آن است كه در قرن سوم، مسجد شجره - كه محلّ احرام زائران مدنى بيتاللّٰه الحرام بوده - داراى ساختمانى بزرگ بوده است.
ابنجبير در ميانۀ سالهاى 581/578ه .ق. بناى مسجد ذوالحُليفه را چنين وصف مىكند:
«چون به وادى عقيق رسيديم، اوّل چيزى كه در برابر چشمان ما ظاهر گشت، منارۀ سفيد و مرتفع مسجد ذىالحُليفه بود». 1ابنبطوطۀ سيّاح هم كه در سالهاى 726/725ه .ق. به ديدار مسجد شجره نائل آمده، مىگويد:
«از مدينه به عزم مكّه حركت كرديم و در نزديكى مسجد ذىالحُليفه كه پيغمبر از آنجاى احرام بسته، فرود آمديم. اين محل آخرين حدّى است كه حجاج از راه مدينه در آنجا احرام مىبندند». 2مراجعه به نوشتههاى سمهودى در موارد متعدّدى از «وفاء الوفا» نشان مىدهد كه بناى مسجد در زمان حيات «مطرى» صاحب «التعريف بما آنست الهجره» و مُتوفّاى 741ق. رو به ويرانى نهاده بود و فيروزآبادى در «المغانم المطابه» از بناى مسجد در سالهاى 800ه .ق. توصيفى مىكند كه به خوبى نشان دهندۀ ادامۀ ويرانى بناى مسجد از نيمۀ سدۀ هشتم هجرى است. وى مىنويسد:
«و لم يبق إلاّ بعض الجداران؟؟؟ و حجارة متراكمة».
سمهودى (متوفّاى 911ه .ق.) پس از شرح اين ويرانىها در صفحۀ 1004 كتابش مىنويسد:
يكى از رجال مصر به نام زينالدين، كه در سال 861 در مدينه مقيم شده بود، مسجد شجره را اينگونه توصيف مىكند: