158مالك با اين رأى مخالفت ورزيد؛ زيرا معتقد بود منبر پيامبر از چوب جنگلى ساخته شده و مروان، قسمت اضافى را با ميخ به قسمت اولى وصل نموده و در صورت جدا كردن آن، ممكن است منبر پيامبر شكسته شود.»
همين مضمون را پيشتر، محمّدبن جرير طبرى در «تاريخ الرّسل و الملوك» 1 آورده بود كه:
«مهدى مىخواست منبر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را كوتاه كند و به وضعى كه بود ببرد، و آنچه را كه معاويه بر آن افزوده بود بيندازد. آوردهاند كه از مالك بن انس در اين باب مشورت كرد. بدو گفتند: ميخها، هم در چوبى كه معاويه افزوده است فرو رفته و هم درچوب نخستينكه كهنه است، و بيم داريماگر ميخهايىكه درآن هست، برون شود تكان بخورد وبشكند. (ازاينرو) مهدى منبر را واگذاشت.»
پس از اين ماجرا تا قرن ششم هجرى از وضعيت و چگونگى موقعيّت منبر، مدارك تاريخى دقيقى در دستم نيست. ولى آنچه براى مورّخان و پژوهندگان محقّق است، اين است كه به مرور، منبر اصلى پيامبر از بين رفته است.
«مطرى» مىگويد:
«منبر مذكور، در طول تاريخ پوسيده شد و عدّهاى از خلفاى بنىعبّاس آن را تجديد ساخت نمودند و از بقاياى چوب منبر اصلى جهت تبرّك، شانههايى ساختند.»
يعقوب مىگويد:
«منبرى كه در جريان حريق سوخت، همان منبر پيامبر اسلام بود.»
وصفى كه ابنجبير 2 در ميانۀ سالهاى 581 - 578 ه . ق. از منبر پيامبر آورده، نشان مىدهد كه در زمان ديدار او، منبر قديمى پيامبر ظاهراً موجود نبوده و منبرى با اين