157ابننجار در «اخبار مدينة الرسول»، و سمهودى به نقل از يحيى در «وفاء الوفا باخبار دار المصطفى» گفتهاند كه، پس از عثمانبن عفان، معاويةبن ابو سفيان به مروانبن حكم - والى وقت مدينه - نامهاى نگاشت كه منبر محمد صلى الله عليه و آله را به شام نقل مكان دهد؛ ولى با وزيدن بادى تند و تغييرات جوّى، شهروندان مدينه آن را نشانۀ غضب الهى گرفته، مانعِ نقل و انتقال منبر شدند.
مروان چون با خشم مدنىها روبهرو شد، گفت كه قصد ارسال منبر را نداشته؛ بلكه خواسته است، نحوۀ مرتفع نمودن آن را با نجّاران ماهر در ميان گذارد. ابننجّار معتقد است: اساساً معاويه به مروان نامه نوشت كه منبر را مرتفع كن؛ در حالى كه مسلّم است كه به گفتۀ ابنفقيه 1:
«و لمّا حجّ معاوية، حرّك المنبر يريد أن يخرج به إلى الشام».
و آنگاه به گفتۀ جابر بن عبداللّٰه استناد كرده كه او گفته بود:
«بئس ما صنع معاوية ببلد رسول اللّٰه و مهاجره الّذي اختاره».
در هر صورت، آنچه مسلّم است، مبنر سهپلّهاى محمّد صلى الله عليه و آله به دست يكى از نجّاران مروان، به نُه پله ارتفاع يافت:
«منبر پيامبر با افزودۀ مذكور، از كف تا فراز، هفت ذرع گشت؛ كه آن را بر سكّويى از مرمر قرار دادند.»
بر اين اساس، معلوم مىشود كه عقيدۀ ابنزباله، مبنى بر اينكه ارتفاع منبر پيامبر در اصل دو ذراع و عرض آن 1*1 ذرع بوده، با واقعيّت تطابق منطقى دارد.
به گفتۀ ابننجّار در سال 161ه . ق. :
«مهدى عبّاسى كه به مدينه آمده بود، مالك بن انس را به مشورت خواند. مهدى به مالك گفت: قصد دارم منبر محمّد صلى الله عليه و آله را به وضعيّت نخستين خود - يعنى سه پلهاى - برگردانم.