78مطامع آنها مىباشد. چنانكه هرگونه صدمه و زيان به اصل كعبه و مراسم حج، آنان را از بهرهگيرى سرشار از يك موقعيت رايگان كه از گذشتگان به ايشان رسيده است محروم خواهد نمود. پر كردن چاه زمزم توسط قبيلۀ «جرهم» نيز نه به خاطر آن بود كه با ايجاد مشكل آب از حج ممانعت كنند، بلكه اقدامى براى نفى زمينۀ «سيادت» ديگران محسوب مىشد.
علىرغم اين تفكر سودجويانه، براى اولين بار، حادثۀ جديدى در تاريخ جاهلى رخ داد و فرمانرواى يمن بر آن شد كه اين موقعيت تاريخى را از مكه به يمن انتقال دهد و با حفظ اصل حج و جاذبۀ آن، محل برگزارى مناسك را تغيير دهد تا كليۀ بهرههاى مادى و معنوى حاصل از مراسم حج نصيب دربار ابرهه گردد.
به منظور تحقّق بخشيدن به اين آرزو، ابرهه با سپاهى كلان براى ويران نمودن كعبه به سوى مكه حركت كرد. او در اين يورش، از فيلهاى عظيمالجثه و سپاهيان ورزيده استفاده كرد و همۀ وسائل و ابزار ظاهرى پيروزى را فراهم آورد. ليكن با اين همه تداركات، به وسيلۀ ابابيل و سجيل نابود شدند و اين نقشۀ خطرناك و شوم عقيم ماند.
قريش كعبه را ويران مىكند
خطر سيلابها از يكسو و به غارت رفتن اشياى زرين كعبه از سوى ديگر، قريش را بر آن داشت كه به خاطر استحكام و امنيت و شكوه بيشتر كعبه، آن را منهدم و سپس به نوسازىاش همت گمارند. گرچه اين حادثه همزمان با سيادت مجدد حاميان دين حنيف و آيين توحيدى