179عرب قرار دهيم و آنگاه كه تو پيروز شدى، قدرت و حكومت در دست ديگران باشد؟ ما را نيازى به دين تو نيست!
هنگامى كه افراد قبيلۀ بنىعامر به وطن خويش بازگشتند و ماجراى ملاقات و مذاكرۀ خود را با پيامبر - ص - نقل كردند، سالخوردۀ قبيله، با اظهار تأسف دستها را به علامت نگرانى بر سر نهاد و گفت: سوگند به خدا اين سخن را يك اسماعيلى نمىگويد، مگر آن كه بر حق باشد. و سپس خواستار جبران آن برخورد ناشايست از قبيلۀ خود شد. 1و نمونه ديگر آن را در جريان ملاقات پيامبر با يثربيان، كه منجر به دو پيمان عقبه شد و هجرت پيامبر - ص - را به دنبال آورد و به اسلام شكوه و عظمت بخشيد، مىتوان مطالعه نمود. اين شيوه، آن چنان مهم بود و پيروزيها و نتايج حاصله از آن، از چنان ارزشى برخوردار بود كه پيامبر - ص - به خاطر آن سيزده سال تحمّل رنج و مشقّت را بر خود هموار ساخت و از مكّه هجرت نكرد و به خاطر آن شكنجهها را بر خوشيهاى هجرت ترجيح داد.