177امّا آنچه كه ما امروز ادّعا مىكنيم و انتظار آن را داريم، چيز ديگرى است كه از حج رسول خدا - ص - آموختهايم و روح حج و حقيقت مراسم حج و فلسفه اين فريضۀ الهى، سياسى و عبادى آن را ايجاب مىكند.
و تجزيۀ حج و خالى نمودن اعمال حج را از آن، جز با تجربۀ ايمان و «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ » بودن امكانپذير نمىباشد. آنچه ما خواهان آن هستيم و در مراسم حج در عمل نشان دادهايم، اعلان برائت از سياستهاى استكبارى كفّار و مشركين و دعوت به وحدت و مقابله با تهاجم جبهۀ كفر و الحاد است. و كوشش ما در جهت حفظ موجوديت اسلام و مسلمانان و زمينهسازى براى حاكميت قوانين الهى و ارادۀ خداوند بجاى حاكميت استكبار و طاغوت مىباشد. و معتقديم اين، روح حج و فلسفۀ مراسم آن و از اهمّ واجبات اسلام و از وظائف ضرورى و فورى و حياتى امت از هم گسيخته و به استضعاف كشانده شدۀ اسلامى است.
حج رسولاللّٰه - ص - در دوران اقامت در مكّه
يك بار ديگر، منصفانه نگاهى به سيرۀ پيامبر - ص - در دوران سيزده سالۀ غربت و تنهايى و مظلوميت اسلام بيافكنيم. چرا پيامبر - ص - ، همه ساله، در طول مراسم حج، مردم را به حال خويش نمىگذاشت؟ و سعى مىكرد با تماس مداوم در مراكز تجمع حجاج با افراد و شخصيتهاى قبائل عرب ارتباط برقرار نمايد؟ و در بازار «عكاظ» و «مجنه» و «ذىالمجاز» مىگشت و با اين و آن تماس مىگرفت تا بتواند چند نفرى را پيدا كند و پيامش را به گوش آنان برساند؟ و چقدر با تأكيد مىفرمود: