173داشت. و همچنين طبق نظريۀ اكثر فقها و مفسران شيعه، كه جدال ممنوع را «قسم مؤكّد» مىدانند، موردى بر منع از اين حركت مقدّس در حج نخواهد بود.
امّا بر پايه نظريۀ معناى مشهور بر تفسير كلمۀ «لا» در «لا جدال»؛ مانند مشابهش در «لا رفث ولا فسوق»، به معناى نهى و حرمت جدال، بىشكّ نمىتوان آن را به معناى مطلق و شامل هر نوع مجادله و مباحثه و عمل خلافانگيز تفسير نمود؛ زيرا در اين صورت نقل فتاواى مختلف در مورد احكام و مناسك حج، بلكه خود اعمال كه گاه بر اساس اختلاف نظر به صورتهاى متفاوت انجام مىگيرد، مصداق جدال خواهد بود و اصولاً شامل برخورد خشن و تحميلى حاميان و عاملان بازدارندۀ حركتهاى سياسى عبادىِ زائران خانه خدا نيز خواهد بود. بديهى است كه امكان برگزارى حج به نحوى كه هيچگونه گفتار و عمل خلافانگيز در آن نباشد هرگز امكانپذير نمىباشد و هيچ مفسر و فقيهى ملتزم به آثار گسترده و حرجى «نهى از جدال» بطور مطلق نخواهد بود.
به همين دليل است كه اكثر مفسّران و فقهاى اهل سنّت جدال ممنوع را به معناى منازعهاى كه باعث ايجاد دشمنى در ميان معلمين مىشود، تفسير كردهاند. اكنون بايد بدقّت اين قيد را كه اطلاقِ «لا جدال» را محدود مىسازد؛ يعنى ايجاد كينه را بررسى نمود و روشن كرد كه آيا هر گفتار و عملى كه موجب كينه در ميان مسلمانان مىشود، حرام و ممنوع است؟ يا آن گفتار و عملى كه معمولاً به قصد ايجاد دشمنى و تفرقه و درگيرى در ميان مسلمانان انجام مىگيرد؟