148فخر رازى مىگويد:
«جدال» بر وزن فِعال، از مجادله است و ريشۀ آن از معناى تاباندن است؛ زيرا هر كدام از طرفين جدال سعى مىكند ديگرى را از رأيش بتاباند. و اما «فسوق» به معناى خروج از حدود شرع است. آنگاه اقوال مفسّران را در معناى جدال ممنوع در حج، بيان مىكند و سپس نظريۀ قاضى را مورد تحسين قرار مىدهد.
قاضى گفته است:
هرگاه «لا جدال» را بر نفى جدال حمل كنيم، معناى آن چنين مىشود كه با هيچ نوع اختلافى سازگار نيست؛ زيرا جدال به مثابۀ ضد است براى حج و مانع از صحت آن مىباشد. بنابر اين معنا، بايد آيه را چنين تفسير كرد كه عمل زناشويى و زنا و شك بردن در حج موجب بطلان حج مىباشد.
وى پس از بررسى اقوال ديگر در زمينۀ آيه، مىگويد:
برخى بحث و استدلال و اظهار نظر و جدال در حج را مذموم مىشمارند و براى آن چند دليل مىآورند:
نخست، آيۀ «لا جدال» را ذكر مىكنند. ولى اگر چنين باشد، بايد جدال در دين، اطاعت و راهى بر معرفت خدا نباشد.
دوّم: آيۀ شريفۀ «مٰا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلاّٰ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ .» 1زيرا خداوند آنان را به خاطر اين كه اهل جدل هستند، مورد نكوهش قرار داده است.