26گردد، با حالتى منافقانه دنبال تماشاى ديگران نسبت به عملش برخيزد تا او را ببينند و از وى و طاعتش تعريف كنند و وى را در انظار ديگران مؤمن و متدين و با حال جلوه دهند.
بدون ترديد ريا نوعى شرك و بفرمودۀ اميرالمؤمنين - عليهالسلام - رشتهاى از نفاق و به گفتۀ عرفاى بيدار دل، خيانت به خويش و بنظر بينايان، تيشهاى به ريشۀ سعادت و كلنگى بر سر ساختمان عبادت و اطاعت است.
توقع اجر و مزد از حضرت حق، نسبت به عملى كه آلوده به ريا گشته، توقعى غير عاقلانه است؛ چراكه رياكار عبادت را براى جلب رضاى غير بجاى آورده، آنگاه اجرش را از خداوندى مىطلبد كه عمل، محض خشنودى او انجام نگرفته و هيچ ارتباطى به حضرتش ندارد.
انجام دهندۀ واجبات بايد بداند كه واجب الهى اگر همراه با ريا انجام گيرد، بدون شك عمل باطل است و قضاى آن بر عهدۀ او واجب.
عبادت كننده بايد به اين معنا توجه داشته باشد كه كليد بهشت و جهنم فقط و فقط بدست ارادۀ حضرت حق است، و روز قيامت احدى را جز حضرت حق، حقّ محاسبۀ پروندۀ بندگان نيست. اوست كه بايد عمل را بپذيرد و هم اوست كه بايد به عمل اجر و مزد مرحمت كند. روى اين حساب نبايد عمل را با تيشۀ ريا ريشهكن كرد و با زهر ريا كام عمل را آلوده نمود و با آتش ريا درخت عمل را سوزاند و با ارّۀ ريا نهال عبادت را از زمين قبولى حضرت محبوب ارّه كرد.
در روايات مربوط به باب واجبات و اعمال خير آمده: در روز