47ابن قيم نيز اين مطلب را اين چنين به نظم در آورده است:
انّ العباد يرونه سبحانه
رؤيا العيان كما يرى القمران
و باز مىگويد
فيرون ربّهم جهرة
نظر العيان كما يرى القمران 1
اثبات ساير اعضا براى خدا
عقيدۀ ابن تيميه دربارۀ جسمانى بودن خدا بمسألۀ مكان و رؤيت، به طورى كه توضيح داديم، منحصر نيست بلكه او دربارۀ خدا به ساير اعضا نيز قائل است و خدايى كه ابن تيميه معرفى مىكند، مانند انسان از اعضاى مختلف؛ چشم و دست و ساق و...
تشكيل يافته است.
ما براى مراعات اختصار در اين زمينه به نقل گفتار ابن حجر بسنده مىكنيم. او مىگويد: كسانى كه مىگويند ابن تيميه به جسمانى بودن خداوند قائل است، به دليل اظهارات او در«العقيدة الحموية الكبرى»و«العقيدة الواسطيه»و ساير كتابهاى او است كه در اين كتابها تصريح مىكند: آنچه در آيات و احاديث دربارۀ صفات خداوند به كار رفته، مانند«يد»،«ساق»،«قدم»،«وجه»و... همۀ اينها صفات حقيقيۀ خدا است و نبايد هيچ يك از اين الفاظ را به كنايه و استعاره و مجازگويى حمل نمود؛ همانگونه كه ذات پروردگار حقيقتاً در بالاى عرش قرار گرفته است. 2
توحيد از نظر وهابيان
بهطورى كه قبلاً گفته شد، محمدبن عبدالوهاب پيرو ابن تيميه و احياگر عقايد و مجرى آراء و فتاواى او است و لذا آنچه محمد بن عبدالوهاب و پيروان او در مسائل عقيدتى و فتاواى فقهى مطرح نمودهاند در دايره و محدودۀ آراء و عقايد ابن تيميه و ابن