348عدهاى از صحابه را ديد، گفت:
«أَللّهُمَّ انّي اعْتَذِرُ الَيْكَ مِمّا صَنَعَ هٰؤُلاءِ وَاَبرأُ الَيْكَ مِمّاجٰاءَ بِهِ هٰؤُلاءِ» .
«خدايا! من از آنچه اينها(فراريان از صحابه)انجام دادند، در پيشگاهت اعتذار و از آنچه اينان(مشركين)آوردهاند، تبرّى مىجويم.»
آنگاه وارد جنگ شد و به شهادت رسيد. نوشتهاند كه در پيكرش بيش از هشتاد زخم بود و كسى نتوانست او را بشناسد، مگر خواهرش«ربيّع»آن هم از طريق انگشتانش كه از زيبايى خاصى برخوردار بود. 1
3-به هنگام مراجعت رسول خدا و اصحابش از احد، زنان مدينه به استقبال آمدند، بانويى از قبيلۀ«بنى دينار»پيش آمد و از كشته شدگان در جنگ پرسيد. به او گفتند همسر، پدر و برادرت، هر سه از كشته شدگانند. او به اين خبر توجهى نكرد و پرسيد: پيامبر چه شد؟! گفتند: به سلامت برگشته است. گفت او را به من نشان دهيد و چون رسول خدا را ديد گفت:
«كُلُّ مُصيتهٍ بَعْدَكَ جَلَلٌ»؛ 2
«همۀ مصيبتها با سلامتى تو كوچك است !» و بدين گونه در مصيبت و فراق سه تن از عزيزانش، صبر و بردبارى را پيش گرفت. 3
حمزۀ سيد الشهدا
آرى، اينان تنها چند نمونه بودند از شهداى احد و اصحاب و ياران فداكار رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در راه ايمان و عقيده و در دفاع از توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى، جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و صداقت و وفادارى و شهامت را به اوج رساندند.
اما مىتوان گفت كه اگر همۀ اين بزرگواران و همۀ اين شهداى عزيز و همۀ شهداى