318در اين آيۀ شريفه، همانگونه كه از دعا كردن و نماز خواندن بر منافق نهى شده، از ايستادن در كنار قبرش نيز منع گرديده است و اين نهى و منع، با كفر باطنى آنان نسبت به خدا و رسولش تعليل شده است و اگر اين علّت در منافقان داراى يك جنبه و تنها مربوط به اعتقاد باطنى و مكنون قلبى آنها باشد در كفار و مشركان داراى دو جنبه است؛ زيرا كفّار و مشركان هم در باطن و هم در ظاهر و با زبان كفر مىورزند و خدا و رسول را انكار مىكنند پس طبيعى است اين نهى در كفار شديدتر و با اولويت خواهد بود، نه آن كه در مورد منافقان هم دعا و هم توقف در كنار قبرشان ممنوع ولى در مورد كفّار و مشركان دعا كردن ممنوع و توقّف در كنار قبرشان مجاز باشد و اين مخالف مفهوم آيۀ شريفه است!
2-اگر در حديث ابوهريره آمده است كه:«درخواست استغفار رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارۀ مادرش مورد اجابت واقع نگرديد و اين حاكى از عدم رضاى خداوند از«آمنه» است!»در مقابل، از عبداللّٰه بن مسعود صحابى جليل القدر نقل شده است كه:
رسول خدا صلى الله عليه و آله چون بر سر قبر مادرش رسيد، فرمود:«اين قبر آمنه است و مرا هم جبرئيل بر آن راهنمايى نمود.(دلّني جبرئيلُ عَلَيهِ). 1
آرى مضمون حديث عبداللّٰه بن مسعود نيز قداست و عظمت شخصيت«آمنه»را مىرساند كه معرّف قبر او جبرئيل امين بوده است.
3-نكتۀ آخر اين كه حديث ابوهريره به لحاظ مخالفتش با قرآن و بر اساس دلائل ديگر، حتّى از نظر عدّهاى از محقّقان علماى اهل سنّت نيز مردود شناخته شده و به طورى كه گذشت دانشمندانى مانند فخر رازى و سيوطى اين حديث و مانند آن را ناديده گرفته و همانند علماى شيعه به موحّد بودن پدر و مادر رسول خدا صلى الله عليه و آله قائل شده و حتّى در اين باره كتابهاى متعدّد تأليف نمودهاند.
مسجد دارالنابغه يا مدفن پدر گرامى رسول خدا صلى الله عليه و آله
دخل و تصرّفى كه در مورد ماجراى زيارت پيامبر از قبر مادرش به عمل آمده و ما