315
«يا علي، إنَّ عبدالمطّلب كانَ لا يَستقسِمُ بالأزلامِ ولا يَعبُدُ الأصنامَ ولا يَأكُلُ ما ذُبِحَ علىٰ النَّصب، ويقولُ أنا علىٰ دينِ إبراهيم عليه السلام». 1
«اى على، عبدالمطلب استقسام به ازلام-كه از اعمال دوران جاهلى بود-نمىكرد و بتها را نمىپرستيد و از گوشت حيوانى كه با نام بتها ذبح مىكردند، نمىخورد و مىگفت من در آيين ابراهيم هستم.»
ب: اصبغ بن نباته مىگويد كه امير مؤمنان، على عليه السلام فرمود:
«واللّٰه ما عَبَدَ أبي وَلا جَدّي عبدالمطّلب ولا هاشم وَلا عبدَمناف صَنَماً قطّ.
قيل فما كانوا يعبدون؟ قال: كانُوا يُصَلُّونَ إلى البيتِ علىٰ دينِ ابراهيمَ عليه السلام مُسْتمسكينَ به». 2
«به خدا سوگند نه پدرم و نه جدّم عبدالمطلب ونه هاشم و نه عبدمناف، بتى را نپرستيدند. پرسيدند: اىاميرمؤمنان آناندر دوران جاهلى چه چيزى را مىپرستيدند؟! فرمود: بر آيين ابراهيم به سوى بيت نماز مىخواندند و از آيين او جدا نبودند.»
نياكان پيامبر صلى الله عليه و آله چرا متّهم مىشوند؟!
به طورى كه مىدانيم افرادى در قرن اوّل اسلام به قدرت رسيدند و سرنوشت مسلمانان در دست آنان قرار گرفت كه پدران و برادران و نزديكترين اقوامشان نه تنها با شرك و بتپرستى چشم از اين جهان فرو بستند بلكه حتّى در ميدان جنگ و در راه تحكيم شرك و بتپرستى و مبارزه با توحيد به دست مسلمانان كشته شدند و اين لكّه ننگى است كه براى هميشۀ تاريخ در پيشانى آنان حك شده و زدودنى نيست. از اين رو با قرار دادن پدر و مادر و اجداد و نزديكترين اقوام رسول خدا صلى الله عليه و آله در صف نياكان خويش و متّهم ساختن آنان به شرك و بتپرستى، در صدد حلّ اين مشكل بزرگ اجتماعى خويش برآمدند.