214دخترانش 1 و همچنين بهنگام مرگ عدهاى از صحابه و يارانش و در شهادت پسر عمويش جعفر بن ابىطالب 2 و عمويش حمزه 3 و دستور صريح و دعوت آن حضرت از بانوان مدينه، جهت گريه نمودن براى حمزه 4 و به پيروى از روش اهل بيت عصمت و طهارت؛ مانند گريۀ حضرت زهرا عليها السلام در رحلت جانگداز رسول خدا صلى الله عليه و آله 5و بهنگام در گذشت خواهرش رقيه 6 و گريۀ ممتد و طولانى حضرت على بن الحسين عليه السلام در شهادت پدر بزرگوارش و موارد مشابه آن در منابع شيعه و اهل سنت بطور متواتر نقل گرديده است. آرى بر اساس اين سنت قولى و عملى است كه فقهاى شيعه بر جواز گريه كردن-حتى با صداى بلند-فتوا داده و در موارد خاصى مانند گريه نمودن بر پيامبر و اهل بيتش قائل بر استحباب آن شدهاند، به شرط آن كه توأم با عمل و گفتار حرام؛ مانند نوح به باطل و يا در منظر و حضور نامحرمان نباشد.
به عقيدۀ نگارنده، گفتار(سيرين)هم كه در صفحات قبل نقل نموديم، دقيقاً با همين شرايط تطبيق مىكند كه مىگويد: «كلّما صحت أنَا و اختي ما ينهانا فلما مات نهانا عن الصياح» .
بهنگام مرگ ابراهيم، تا مجلس خالى از اغيار است و ديگران از مرگ وى مطلع نشدهاند، رسول خدا از ناله و شيون ماريه و سيرين مانع نمىگردد ولى پس از مرگ وى، كه طبعاً افراد بيگانه و نامحرم حضور پيدا خواهند نمود، بانوان را از«ناله و شيون»نهى مىكند نه از اصل«گريه».
گريه از ديدگاه فقه اهل سنت
فقهاى چهارگانه و ائمۀ اربعۀ اهل سنت نيز در اصل گريه با فقهاى شيعه همگام بوده