213بوسه مىزد، اشگش بر سر و صورت وى سرازير بود.
و گريۀ پيامبر در مورد فرزندش ابراهيم در سه مرحله بوقوع پيوست:
الف-در كنار بستر او بهنگام مرگش بهمراه ماريه و سيرين(مادر و خالۀ ابراهيم) آنگاه كه اين جمله نيز، كه بيانگر تأثر شديد آن حضرت بود، شنيده مىشد:
«إنّ القلب ليحزن وانّ العين لتدمع ولانقول مالا يرضى به الرّب وانّا بك يا ابراهيم لمحزونون».
ب-هنگامى كه پيكر ابراهيمِ شانزده ماهه، بر كفن پيچيده مىشد، دستور داد كه:«بر كفنش نپيچيد تا بار ديگر نگاهش كنم» 1 سپس در كنار جسد فرزندش نشست و خم شد و آنچنان مىگريست كه اثر آن، در شانهها و چانۀ آن حضرت مشاهده مىگرديد. 2
ج-بهنگام دفن ابراهيم و در كنار قبر وى بود كه همان جملۀ تأثّرانگيز:
«ان القلب ليحزن...» را تكرار كرد و آنچنان گريه نمود كه صحابۀ رسول خدا نيز بشدّت متأثّر گشتند و گريه سر دادند و نه مردان بلكه بانوان نيز كه در اين مراسم شركت داشتند، ناله سر دادند و كسى مانع و مزاحم آنان نمىگرديد.
و به تعبير ديگر رسول خدا صلى الله عليه و آله در فراق ابراهيم و ابن مظعون نه تنها گريه نمود و اشك ريخت بلكه كنار بستر و كنار قبر آنان را به مجلس ماتم و عزا مبدل ساخت كه شركت كنندگان در اين مجالس چهارگانه را، صحابه و اقوام آن حضرت از مرد و زن تشكيل مىدادند كه در متن تاريخ از ميان اين بانوان به ماريه و سيرين تصريح شده است.
گريه از ديدگاه فقه شيعه
تا اينجا موضوع گريۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله و صحابه را از ديدگاه تاريخ و حديث، مورد بررسى قرار داديم، اينك مناسب است اشارهاى داشته باشيم به حكم فقهى اين مسأله و چگونگى آن از ديدگاه فقهاى شيعه و اهل سنت:
گريۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله در مرگ ابراهيم و عثمان بن مظعون و در كنار قبر يكى از