150
وداهية تهم الناس قبلى
لبيد بن ربيعة بن مالك بن جعفر بن كلاب نيز گفته است:
فَأبلعْ إن عرضتَ بنىكلاب
اين ابيات از جمله سرودههاى اوست كه ابنهشام ذكر كرده است. در پى اين واقعه، كسى به نزد قريش آمد و خبر داد كه برّاض، عروه را در ماه حرام و در عكاظ كشته است.
آنها [ براى جنگ] آماده شدند. چون خبر به هوازنىها رسيد، ايشان را تعقيب كردند و پيش از آن كه وارد حرم شوند، به آنها رسيدند و به جنگ پرداختند و شب هنگام وارد حرم شدند. چندين روز ديگر نيز پس از آن با هم درگير بودند و هر يك، ديگران را به كمك مىطلبيد. هر كدام از قبايل قريش و كنانه و قيس، رئيسى براى خود داشتند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در برخى روزها شاهد درگيرى ايشان بود، زيرا عموهاى آن حضرت ايشان را با خود بيرون مىبردند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: من نيزههايى را كه به سوى عموهايم پرتاب مىشد رد مىكردم و نمىگذاشتم به ايشان اصابت كند.
ابناسحاق مىگويد: جنگ فجار زمانى شعلهور شد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، بيست سال داشت. اين جنگ را از آن جهت فجار [ فاجران] مىناميدند كه در هر دو طرف نبرد، يعنى كنانه و قيس بن عَيلان محارم يكديگر را حلال مىشمردند و به فسق و فجور مىپرداختند. فرماندهى قريش و كنانه را حرب بن امية بن عبدشمس برعهده داشت. در