269عثمان گفت: اى رسول خدا، مادرم هنوز در هواى كفر بسر مىبرد. مرا بفرست تا كليد را برايت بياورم. مىگويد: او رفت و به مادرش گفت: مادر! اين بار با دفعات ديگر تفاوت دارد و اگر كليد را به او ندهى تو را مىكشد. مادرش كليد را درآورد و به او داد و او نيز شتابان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد. وقتى به آن حضرت صلى الله عليه و آله نزديك شد، كليد را اين دست و آن دست كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست. «عثمان» بر زانو نشست و كليد را به حضرت صلى الله عليه و آله داد. آنگاه به كنار در آمده، انعامش داد. وى در ادامهمىگويد: سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله در را باز كرد و آنگاه به نزديك اركان كعبه و ديوارهاى آن رفت و دعا كرد و سپس در ميان دو ستون، دو ركعت نماز به جا آورد.
در اسناد اين حديث در «مسند بزّار»، زيدبن عوف وجود دارد كه ضعيف است.
حديث عايشه كه در «سنن بيهقى» آمده، از اين قرار است: ابوعبداللّٰه حافظ گويد:
ابوالعباس محمدبن يعقوب از احمدبن عيسىبن زيدبن عبدالجباربن مالك لخمى در تنيّس از عمروبن ابىسلمه تنّيسى از زهيربن محمد، از موسىبن عقبه و او از سالمبن عبداللّٰه نقل كرده كه عايشه گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد كعبه شد و تا هنگامى كه از آن بيرون آمد چشم از جاى سجدۀ خويش برنداشت.
اين حديث را حاكم در «مستدرك» با همين اسناد آورده و گفته است: صحيح است به شرط نقلِ شيخين، 1 ولى آن دو اين روايت را نياوردهاند. 2اما حديث اسامه كه همچون روايات پيشگفته، نماز خواندنِ پيامبر صلى الله عليه و آله در كعبه را تأييد مىكند، در «شرح معانىالآثار» طحاوى نيز آمده، آنجا كه مىگويد: حسينبن نصر از ابن ابىشريح، از محمدبن جعفر، از علاءبن عبدالرحمان نقل كرده كه گفت: همراه پدرم بودم كه به عبداللّٰهبن عمر برخورديم. پدرم از او پرسيد (و من مىشنيدم): وقتى