237قربان، كعبه طبق معمول، پوشانده شد. در سال 820 و 821، اين كار در سوم ذىحجه صورت گرفت و در سال 825، پوشش كعبه در روز عيد قربان نصب شد.
اين شرح را با مسألهاى فقهى كه به پوشش كعبه مربوط مىشود، به پايان مىبريم.
علما در مورد جايز بودن فروش پردۀ كعبه اختلاف دارند. از عايشه و ابنعباس و گروهى از فقهاى شافعى و ديگران، جايز بودن اين كار را نقل كردهاند و ابنقاضى و ابنعبدان از شافعىها، اين كار را منع كردهاند.
حافظ ابن صلاحالدين خليل بن كَيكَلْدى علايى شافعى 1 در قواعد خود يادآور شده است كه او اكنون ترديدى در جايز بودن اين كار ندارد؛ زيرا امام، آبادىِ مشخّصى را وقف كرده تا محصول و سود آن براى پوشش كعبه مصرف شود؛ وقفى كه صورت گرفته، پس از متداول شدن اين عادت (فروش پوشش كعبه) و آگاهى از آن بوده و كلمۀ «واقف» نيز بر آن اطلاق مىگردد. و مىگويد: اين روشن است و با آنچه نقل كرديم تعارضى ندارد.
حاكمان مكه، همه ساله از دربانان كعبه پرده در كعبه و بخش بزرگى از پوشش آن و يا مبلغ شش هزار درهم كامل به عنوان معادل آنها دريافت مىكردند و عنانبن مغامسبن رميثةبن ابىنمىّ - وقتى در اواخر سال 788 عهدهدار امارت مكه شد - اين كار را آغاز كرد و ديگران هم در ادامه چنين كردند. افزون بر اين، حسن بن عجلان در دوران ولايت خود بر مكه، چنين رسم كرد كه پردۀ درِ كعبه و پوشش مقام ابراهيم عليه السلام را از دربانان و پردهداران مىگرفت و به شاهان و سلاطين تقديم مىكرد.
معطر كردن كعبه
در تاريخ ازرقى، روايتى از عايشه آمده كه مىگويد: خانۀ كعبه را خوشبو سازيد كه اين كار عين تطهير آن است. همچنين در همان كتاب از وى روايت شده كه گفت: زيرا بوى خوش كعبه نزد من بهتر از پيشكش كردن سيم و زر به آن است. در همانجا از