196آيد، اين كار را انجام مىدهد و بدين ترتيب هيبت و شوكت آن، از دلها مىرود. مالك در اين امر، قاعدۀ مشهور و درست «دور ساختن مفاسد مقدّم بر جلب مصالح است» را مورد ملاحظه قرار داد.
در اينجا به بناها و مرمّتهايى مىپردازيم كه پس از ابنزبير و حَجّاج در كعبه صورت گرفت و ما از آنها باخبر شدهايم. از جملۀ آنها، شكافته شدن ديوارى است كه حَجّاج در جلو و پشت كعبه ساخته بود كه مورد مرمّت قرار گرفت. اين مطلب را اسحاق بن احمد خزاعى - يكى از كسانى كه در تاريخ خود از ازرقى روايت كرده - چنين آورده است:
من خود ديدهام ديوارى كه حجاج بنا كرده بود، از طرف ديوار قبلى بنا شده از سوى ابنزبير، مورد مرمّت قرار گرفت و به اندازۀ نيم انگشت از جلو و عقب از هم باز شده بود كه با گچ سفيد، مورد ترميم قرار گرفت. او يادآور شده كه شكافته شدن ديوار و مرمّت آن در زمان خود وى صورت گرفت ويا اينكه خرابى آن قبلاً صورت گرفته، ولى - همچنان كه گفته، خود ناظر مرمت آن بوده است. واللّٰه اعلم.
ازرقى نيز در اين مورد مطالبى نزديك به همين مضمون نقل كرده است. از ديگر تعميرها و مرمّتها، مرمّتى است كه بنا به گفتۀ ازرقى در پشت بام كعبه، صورت گرفت.
وى مىگويد: كف پشت بام كعبه كاشىكارى بود و وقتى باران مىآمد، چكّه مىكرد. بعد از سال دويست، كاشىها را برداشتند و با مرمر پخته و گچ بازسازى كردند.
از ديگر مرمّتهاى كعبه (پس از ابنزبير و حجاج)، به گفتۀ ازرقى، پاشنۀ درِ پايينى كعبه بود. ازرقى ضمن بيان عمارت مربوط به كعبه در زمان متوكّل عباسى، در سال دويست و چهل يك هجرى، مىگويد: پاشنۀ درِ پايينى كعبه، از دو قطعه تخته چوب ساج بود كه به مرور زمان ساييده شده بودند، در اين حال اسحاقبن سلمه صايغ متولّى عمارت كعبه آنها را در آورد و به جاى آن دو، يك قطعه تخته چوب ساج قرار داد و آن را با نقره، 1 پوشش داد.