187گويند كه آن حضرت در زمان بناى كعبه به وسيله قريش، در سنين نوجوانى بوده است. اين نظر را ازرقى آورده و در بخشى با عنوان «طول و عرض كعبه از داخل و خارج، از روزگار كهن تا به امروز» چنين مىگويد: «آنگاه كه قريش در زمان جاهليت آن را بنا كردند، پيامبر صلى الله عليه و آله نوجوان بود.» فاكهى مطلبى در تأييد اين گفته دارد و در آنچه ذكر كرده سخنى هم از سنّ پيامبر صلى الله عليه و آله به ميان آورده و حضرت را نوجوان دانسته است؛ زيرا معمولاً به كودك از تولد تا زمان بلوغ بچه مىگويند و آنچه فاكهى در اين باره گفته در توضيحاتى كه وى تحت عنوان: «در بارۀ طول و عرض كعبه از زمان حضرت ابراهيم عليه السلام تا به امروز» آورده مىگويد: «آنگاه قريش در زمان جاهليت آن را بنا كردند و ما در آنجا كه بناى كعبه به وسيلۀ قريش پرداختيم، گفتيم كه در آن زمان پيامبر صلى الله عليه و آله به سن بلوغ نزديك شده بود.»
اين گفته و آنچه ابنخليل نقل كرده، هر دو به دليل تضاد با روايت مشهور در مورد سنّ آن حضرت در زمان بناى كعبه به وسيلۀ قريش، جاى شگفتى دارد؛ روايت مشهور را ابناسحاق و ابنعقبه ذكر كردهاند، ولى گفتۀ ابنخليل را جاى ديگرى نديدهام. آن حضرت صلى الله عليه و آله - به هنگامى كه قريش در قرار دادن حجرالأسود در كعبه، دچار اختلاف شد - شخصاً به اينكار اقدام كرد.
علت بناى مجدد كعبه به وسيلۀ قريش نيز رنگ سوخته آن بر اثر آتشسوزى و سيلاب عظيمى بود كه بدان وارد شد و به ديوارهايش - پس از آن آتش سوزى - صدمه وارد شد. از اين رو ارتفاع آن را از بيرون هجده ذرع قرار دادند و آن نُه ذرع بيش از ارتفاعى بود كه حضرت ابراهيم خليل عليه السلام در مرّمت كعبه در نظر گرفت. از عرض آن نيز چند ذرعى كاستند و به حِجر اختصاص دادند؛ چون هزينهاى كه براى اين كار تدارك ديده بودند، امكان عرض بيشتر را نمىداد. آنها درى نيز براى آن تعبيه كردند تا هركس را خواستند راه دهند و هركس را نخواستند از ورودش مانع شوند. آن در را با سنگ محكمكارى كردند و در داخل آن شش ستون در دو رديف سه تايى، از بعد از حجر تا ركن يمانى قرار دادند و در ركن شامى از درون، نردبان نهادند، تا بتوان به روى بام آن