167سال 169 كشته شدند.
علىبن وهّاسِ ياد شده، از فضلاى مكه و از كسانى است كه نزد زمخشرى شاگردى كرد و گفته شده كه زمخشرى «الكشاف» را به خاطر او تصنيف كرد و در آن، وى را ستوده است. اگر خدا بخواهد، در باب چهلم به «مَجَنّه» و «شامه» و «طفيل» (كه در بيت دوم شعر فوقالذكر آمدهاند) خواهيم پرداختم.
از ديگر دلايل استحباب سكونت در مكه، سخن عايشه است كه گويد: اگر امر هجرت نبود، به يقين ساكن مكه مىشدم. من آسمان را به زمين در مكه از هر جايى نزديكتر مىبينم و در هيچ جايى دلم به اندازۀ مكه آرام و مطمئن نيست و ماه را در مكه از هر جاى ديگر زيباتر مىبينم. اين حديث در تاريخ ازرقى 1 آمده است. همچنين در استحباب مجاورت مكه روايتى است كه در باب فضايل مكه، از جندى نقل شدهاست. او مىگويد: ابوصالح محمدبن زنبور از سفيان بن عُيينه از مطر، از ابوطفيل نقل كرده كه ابنعباس گفته است: در مكه اقامت كن هر چند كه ناگزير به خوردن خار درختان شوى.
نيز موارد ديگرى در استحباب مجاورت مكه وارد شده كه ما به همراه مطالب ديگر مربوط به حكم اقامت در مكه، در اصل اين كتاب آوردهايم و در اينجا به همين اندازه بسنده مىكنيم.
وفات در مكه
از عبداللّٰه بن عمربن خطاب روايتى به دستمان رسيده كه مىگويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از سخنان و احاديثى كه بيان كرد، فرمود: هركس در مكه بميرد، مانند آن است كه در آسمانها وفات يافته است. البته سند اين روايت ضعيف است.
و از حسن بصرى در رسالۀ مشهورش روايتى آورده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
هركس در مكه بميرد، مانند آن است كه در آسمانها مُرده است.