150سوار مركب شده باشد، در واقع سفر خويش را آشكار گردانده است كه خلاف قصد ايشان است.
حَزْوَرَه كه عوام در مكه آن را عَزْوَره مىگويند - و از قديم چنين تغييرى در گفتار صورت گرفته است؛ زيرا در سنگى در كاروانسراى «رامشت» در مكه با تاريخ سال 529 چنين تعبيرى را ديدم - به معناى پشتۀ كوچك و جمع آن «حزاور» است كه بازار گندم فروشان مكه در آنجا پايين مكه و كنار منارۀ مسجدالحرام قرار دارد. اينكه طبرانى حزوره را در مشرق مكه ذكر كرده، نادرست است و بايد سوق (بازار) مكه مىگفت كه به تصريح در مسند احمد بن حنبل و در حديثى از عبداللّٰه بن عدىّبن حمراء، قيد شده است و آنچه دربارۀ محل حزوره گفتيم، همانى است كه به گفتۀ ازرقى، 1 مشهور و معروف است. او از برخى مردم مكه نقل كرده كه «حزوره» در محوطۀ خانۀ «أرقم»؛ يعنى خانۀ خيزران در صفا قرار دارد و از برخى نيز نقل كرده كه در حذاءالردم در درّه است.
گفته مىشود كه حزوره به وزن قَسْوَرَه بدون تشديد است. دار قطنى يادآور شده كه درست آن است كه بدون تشديد تلفظ شود، ولى محدثينى هستند كه حرف دوم آن را مفتوح و مشدّد مىدانند كه درست نيست. صاحب «مطالع» اين مطلب را از دارقطنى نقل كرده و مىگويد: ما آن را به نقل از ابنسراج، به هر دو صورت ضبط كردهايم.
فاكهى نيز در وجه تسميۀ حزوره مطلبى دارد و مىگويد: در زمان كارگزارى ابننزار در كعبه و مسجدالحرام، كارهاى مسجدالحرام به مردى از خاندان ايشان به نام وكيعبن سلمةبن زهيربن اياد بود كه قصرى در پايين مكه در بازار گندم فروشان امروزى بنا كرد و كنيزى به نام «حازوره» را در آن گماشت و آنجا به نام او حازوره نام گرفت.
ما روايت ابوهريره و ابنعباس و عبداللّٰه بن عمروبن عاص را كه نزديك به حديث ابنحمراء بود، بيان كرديم. حديث ابوهريره را دو حافظ مصرى؛ يعنى ابوالفضل عبدالرحيمبن حسين و ابوالحسن على بن ابوبكر شفاهاً در قاهره به اطلاعم رساندند و