112ازرقى 1 نيز به نقل از ابراهيمبن ابىيحيى و صاحب «مطالع» و ابنخليل نام «بيت العتيق» را آورده است. ممكن است اين نام، از اطلاق نام جزء بر كل برگرفته شده باشد كه امر معمول و متداولى است، ولى اگر اين معنا را منظور كنيم، بايد همه نامهاى «كعبه» را نام مكه نيز بشماريم.
نام «رأس» را نيز امام سهيلى 2 و صاحب المطالع و نووى 3 ياد كرده و گفته است: زيرا ارجمندترين جاها، سر (رأس) آدمى است.
نام «قادسيه» را ابنجماعه ياد كرده و به كسى نسبت نداده است. همچنين نام «مسجدالحرام» را ابنخليل در منسك خود آورده و در قرآن كريم نيز شاهدى براى آن يافته است و عبداللّٰه بن عبدالملك بن الشيخ ابومحمد مرجانى به نقل از ابنمسدى، آن را حكايت كرده است.
نام «مُعطِّشه» را نيز ابنخليل ذكر كرده، ولى نه به كسى نسبت داده و نه معناى آن را نوشته است.
در مورد نام «مكّتان»، برهانالدين قيراطى از ادباى مصر و استاد اجازه ما، در ديوان شعر بديع خود آن را ياد كرده و ممكن است كه آن را از گفتۀ ورقة بن نوفل اسدى برگرفته باشد:
ببطن المكّتين على رجائي
حديثك أن أرى منه خروجاً
سهيلى خود پس از بيان اين بيت شعر، سخن جالبى گفته است: مكه را تثنيه كردهاند (مكتّان)، حال آنكه مكه يكى است، ولى داراى دّره و دامنه است. آنگاه مىگويد:
منظور اعراب در چنين اشارهاى (كاربرد تثنيه براى مكان)، دو سوى هر شهر و يا اشاره به بالا و پايين آن است.