99
رسول صلى الله عليه و آله فرمود تا ابوسفيان را كنار كوه نگاه دارند تا حركت سپاه را ببيند.پس از آن رهايش كردند كه به سرعت به مكه آمد و گفت:اى قريش! محمد با سپاهى كه پيش از اين ديده نشده است آمد.گفتند:چه كنيم؟گفت:هر كس داخل خانۀ من شود،ايمن است.گفتند:خانۀ تو گنجايش همه ما را ندارد.او گفت:اگر كسى داخل مسجد شود يا درِ خانهاش را ببندد،هم ايمن است.
رسول صلى الله عليه و آله به فرماندهانش دستور داد تا تنها با كسانى بجنگند كه با آنان مىجنگند.
كسانى هم استثنا شده،دستور به قتل آنان داده شد،حتى اگر به پردۀ كعبه آويزان باشند.
نيز حضرت توصيه كرد تا متعرض مجروحان و فراريان و اسيران نشوند.
سپاه خالد بن وليد،احابيش 1را برابر خود يافت و شمشير روى آنان بركشيده،آنان را شكست داد.زبير هم پيش آمد،اما قريش پراكنده شده به بالاى كوهها رفته بودند.
ابوسفيان نزد رسول صلى الله عليه و آله آمد و فرياد زد:اى رسول خدا! سبزى قريش خزان شد و ديگر پس از اين قريشى نخواهد بود!
رسول صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس داخل خانه ابوسفيان شود،ايمن است.كسى كه به خانۀ حكيم بن حزام 2برود،ايمن است و كسى كه در خانهاش را ببندد،ايمن است و كسى كه سلاح بگذارد ايمن است.
مردم درِ خانههايشان را بستند و سلاحشان را كنار نهادند.مسجد و خانۀ ابوسفيان هم از امانخواهان پر شد.موكب رسول صلى الله عليه و آله وارد مسجد شد.آن حضرت حَجَر الاسود را