98
فتحمكه
پس از حديبيه،خُزاعه با رسول خدا صلى الله عليه و آله پيمان بست،چنان كه بنوبكر بن كنانه داخل در پيمان با قريش شد.اين دو طايفه در عرفه با يكديگر نبرد كردند و قريش با سلاح،و با در اختيار گذاشتن سايهبان و آب،به بنوبكر كمك كرد.اين كمك به عنوان نقض عهد شناخته شد و قريش آغازگر آن بود.
ابوسفيان بزرگ مكه،دريافت كه در برابر حادثهاى تازه قرار دارد كه نتيجۀ همان پيمانشكنى است.منابع اطلاعاتى او هم خبر دادند كه مدينه در حال بسيج نيرو براى تدارك حركت عظيمى است.وى به مدينه رفت تا آبِ رفته را به جوى باز گرداند،اما قضاى الهى در مسير شدن بود.
رسول صلى الله عليه و آله دستور حركت به سوى مكه را داد و سپاه آماده شد و آنان در حالى كه مىگفتند:اللهم اضرب على آذانهم فلا يسمعوا حتى نبغتهم نبغتهم 1حركت كردند تا به مرّظهران 2رسيدند.ابوسفيان با عدهاى ديگر براى كسب خبر از مكه خارج شد و چندان رفت كه برابر رسول صلى الله عليه و آله قرار گرفت.حضرت به او فرمود: واى بر تو اى ابوسفيان! آيا وقت آن فرا نرسيده است كه بدانى خدايى جز خداوند واحد نيست؟ ابوسفيان گفت:
اگر خداى ديگرى بود مرا بىنياز مىكرد.رسول صلى الله عليه و آله گفت: آيا وقت آن نرسيده است كه بدانى من فرستاده خدايم؟ ابوسفيان گفت:پدر و مادرم فدايت! در اين باره ترديد دارم.
عباس به او گفت:واى بر تو! پيش از آن كه گردنت را بزنند شهادت حق را بگوى.او هم شهادتين را گفت.عباس گفت:اى رسول! موقعيتى براى او ميان طايفهاش قرار ده.
رسول صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه به خانۀ ابوسفيان اندر شود،ايمن است،كسى كه داخل مسجد الحرام شود،ايمن است و كسى كه درِ خانهاش را ببندد،ايمن است.