76ازدواج با دختر و نوۀ دخترى و دختر خواهر خوددارى مىكردند.همچنين در ازدواج، مهريه گذاشته،شهود مىگرفتند و سه طلاقه مىكردند.
در جاهليت،غيرت مردان نسبت به زنان شديد بود،به طورى كه برخى افراط كرده از دختر متنفر بودند و كسانى از آنان به خاطر حفظ آبرو دخترانشان را زنده به گور مىكردند.كسى از آنان گفته بود:دفن البنات من المكرمات.اما بسيارى از عقلايشان اين اقدام را ناروا مىشمردند.از جملۀ مخالفان،زيد بن عمرو بن نُفيل قرشى بود؛كسى كه گفته شده است 96 دختر را از زنده به گور شدن نجات داد.
در آن زمان مردم با كفش وارد كعبه مىشدند،تا آن كه وليد بن مغيره سنت درآوردن كفش را بنيان نهاد.زنانى كه حيض بودند نزديك كعبه نمىآمدند و دست به بتها نمىزدند،بلكه در فاصلۀ دورى مىايستادند.برخى هم اين نكته به ذهنشان مىآمد كه نماز بخوانند.در اين وقت صورتشان را متوجه كعبه كرده شروع به خواندن نماز مىكردند.وقتى به ركوع مىرفتند،آن را تا حدى كه وقت داشتند تكرار مىكردند.
همين طور به سجده مىرفتند بدون آن كه ركعات و سجدهها شمارشى داشته و محدود و معين باشد.
در كنار بتپرستى،اديان ديگرى هم رواج يافت كه مهمترين آنها دهريه بود كه پيروانش مىگفتند:ى وَ مٰا يُهْلِكُنٰا إِلاَّ الدَّهْرُ. 1نيز صابئيانى بودند كه ستارگان را مىپرستيدند.كسانى هم يهودى و يا نصرانى شدند.اينها همه محصول اقتباس فرهنگى قريش و مواجه شدن آنان با اديانى بود كه در همسايگى آنان قرار داشت.مشهورترين كسانى كه كتابهاى آسمانى آن اديان را مىخواندند عبارت بودند از:ورقة بن نوفل،زيد بن عمرو بن نفيل،اميّة ابن ابى الصلت،اميّة بن عوف كنانى،و هاشم بن عبدمناف.برخى از اينان افكار نادرست قوم خود و بتپرستى را رد كرده،به ترك آنها توصيه مىكردند.
اينان به بحث دربارۀ توحيد و جلال و عظمت خدا نشسته،بعث و نشور و ثواب و عقاب را باور داشتند.