73امروزى كنار هم قرار نداشت،بلكه پراكنده بود و بر حسب عادت عرب در بناى قريهها و شهرهايشان فواصل زيادى ميان آنها وجود داشت.اما بخش متصل به مسجد،مشتمل بر خانههايى بود كه به هم چسبيده بود و دليلش هم آن بود كه رقابتى در نزديكى به مسجد ميانشان وجود داشت و همه مىخواستند نزديك به مسجد باشند.
قريش در اين اواخر چيزى شبيه ديوار در بالاى مُدّعى ساختند،و درهايى براى آن گذاشتند،اما خبرى در اين باره كه شبيه آن را در جاى ديگرى ساخته باشند در دست نيست.
دين در جاهليت
در روزگار قصىّ بت پرستى رواج كامل داشت و اين به سبب انتقال آيينهاى دينى خزاعه يا جرهم به مكه بود كه پيش از اين به آن اشاره كرديم.گفتهاند عمرو بن لُحىّ در روزگار خزاعه از مردم خواست دو بت را كه يكى در صفا و ديگرى در مروه بود بپرستند. 1در زمان قصى،محل اين بتها عوض شده،يكى را كنار كعبه و ديگرى را در زمزم گذاشتند.مردمان در جاهليت،كنار آنها قربانى و آنها را استلام مىكردند.به مرور زمان بتپرستى گسترش يافت تا آنجا كه چندان در مكه بت فراوان شد كه بدوىها به آنجا آمده،آنها را خريدارى كرده،به خانههاى خود مىبردند.هيچ قريشى نبود جز آن كه در خانهاش بتى وجود داشت و به قصد تبرّك در وقت ورود و خروج از خانه آن را مسح مىكرد.اين به جز بتهايى بود كه در كعبه بود و تا وقت فتح مكه سر جايش بود.
مشهورترين بت آنان هُبَل 2بود كه داخل كعبه نصب شده بود.عُزّىٰ در وادى