71سياه است.در كنار اين صخرهها،دار الازلام بوده و آنجا ابتداى محل گسترش و پهن شدن سيل در پايين مكه است.
بسا تا اينجا بتوانيم محلات اصلى مكۀ دوران جاهليت را معين كنيم.در انتهاى اين بحث نبايد مناطق اطراف را كه مكىها در وقت گرماى تابستان،عصرها به آنجا پناه مىبردند،فراموش كنيم.اين عادتى است كه نشانههاى آن را حتى امروزه ميان اهل تفريح از مردمان مكه در رفتن به آن نواحى مشاهده مىكنيم.بسا اين يك عادت هزار و پانصدساله است كه آنان از پدرانشان به ارث بردهاند.
يكى از مشهورترين تفرّجگاههاى مكه در جاهليت 1جايى است كه آن را ليط مىنامند.به باور برخى از مورّخان، 2محل آن در پايين مكه نزديك بركۀ ماجل كه امروزه محل تفريح ماست،بوده است.استاد رشدى صالح ملحس در پاورقى خود بر تاريخ ازرقى مىگويد:«ترجيحاً محل آن پشت پادگان نظامى،در نزديكى جرول عُقبى بوده است.»من هر دو نظر را دور از آبادى نمىبينم؛زيرا وادىِ پس از بركۀ ماجل به جادهاى متصل است كه به پشت همين پادگان مىرسد.بنابراين چرا ليط حدّ فاصل ميان جرول عقبى تا اطراف مسفله نباشد؟
در ليط،اقحوانههايى 3بود كه مردم مكه در شب و در حالى كه لباسهاى قرمز و خوشبو پوشيده بودند،اطراف آنها مىنشستند.حارث بن خالد در اين باره چنين سروده است: