382
بركات در سال 915 به همراه شمارى از خويشانش براى ديدار سلطان غورى عازم مصر شد.وى هداياى با ارزشى را كه از آن جمله بيست بردۀ حبشى،بيست هزار دينار طلا،بيست اسب و سه هزار دينار هم براى ديويدار«كاتب»بود،بردند. 1اين موارد نشان مىدهد كه وضعيت مكه به عكس شده و حجاز فقير كه بايد نياز معيشتى خود را برآورد و اهالى را سير كند،هدايايى اينچنين با اين مبالغ گزاف را براى دربارهاى پادشاهى در سرزمينهاى ثروتمند مىبرد،در برابر شهرهاى خود را نيازمند به يك پول سياه از اين ارقام مىكرد كه براى كارهاى عمومى خود و نيز سير كردن فقراى آنجا كه حرفهشان گرفتن صدقات بود،سخت محتاج آن بودند.
در سال 918 سلطان غورى،بركات را براى زيارت مصر دعوت كرد.او به خاطر داشتن سن بالا عذرخواهى كرده،فرزندش محمد ابونمى دوم را با گروهى از علماى مكه كه از آن جمله قاضى آنجا صلاحالدين بن ظهيره قرشى و نجم الدين بن يعقوب مالكى بودند،فرستاد.در آن وقت ابونمى هشت سال داشت،اما در مصر به صورت باشكوهى از او استقبال به عمل آمد و ابونمى چندان ذكاوت از خود نشان داد كه سلطان غورى را به تعجب واداشت.
غورى در نخستين برخورد،دست ابونمى را بوسيد.پس از آن فرمانى براى او نوشت كه وى را در امارت مكه با پدرش شريك مىكرد. 2
جنگ پرتغالىها
در اين دوره است كه نبرد پرتغالىها در سرزمين هند بالا گرفته و تا سرحد درياى سرخ رسيد.سلطان غورى سپاهى را از تركها و مغربىها به جدّه فرستاد تا از آنجا دفاع كنند.فرماندهى اين سپاه را در اختيار حسين كردى گذاشت كه ديوار جده را بنا كرد و روى آن برجهاى متعدد ساخت.همچنين يك نيروى دريايى به جزيرۀ كمران 3فرستاد تا