381منى نرسيده،راهى جده شدند.در اين وقت برخى از مردان باديهنشين فرصت را مغتنم شمرده به نخستين قافله كه عازم جده بود،حمله كردند.اين قافله مشتمل بر هزار شتر بود.
آنان بر هر شتر شش محلقه و از هر الاغ دو ملحقه ماليات وضع كردند.همين برخورد با قافله بعدى هم كه به همان اندازه بود صورت گرفت؛در حالى كه هيچ كس نبود تا آنان را از اين كار باز دارد،چرا كه حميضه مراقب خودش بود.
سپاه بركات،مقاومت جدى برابر خود نمىديد و بسا وى هم دريافته بود كه ايستادگى برابر اين مهاجمان بسيار سخت است.وى از ترس شمشير برادر از مكه گريخت.بدين ترتيب بركات در 12 ذى حجه سال 909 براى بار چهارم تسلط يافت. 1
به دنبال آن،بركات،امنيت را به حجاج و اهالى باز گرداند.پس از آن نامهاى به سلطان غورى نوشته از او خواست تا فرمان تأييد او را بدهد كه تأييد آمد؛همچنين براى بركات و فرزندش على روى قبّۀ زمزم دعا شد؛چنان كه پس از نامِ سلطان غورى روى منبر،نام بركات هم برده شده،قايتباى به وى و برادرش خلعت داده شد.
در سال 913 بركات به برخى از قبايلى كه در غارتهاى اخير در مكه در جريان هجومهاى بردارش احمد مشاركت داشتند،حمله كرد.همچنين برخى از كسانى كه به كاروانهاى حجاج حمله كرده و آسيبهاى جدى به آنان زده بودند،به مكه آورده گردن زد و برخى را هم به مصر فرستاد كه در آنجا گردنشان را زدند.
از نكات شگفتى كه از اين دوره نقل شده آن است كه كسى كه مسؤول نظافت مكه بود،در خيابانها و محلات مىگشت و زمانى كه در كنار خانهاى آشغال مىديد،صاحب خانه را صدا زده،شلاق به كف پايش مىزد.مورّخان اسامى برخى از افرادى را كه به اين سبب كتك خوردند،آوردهاند.بدين ترتيب مردم از ريختن زباله در راههاى عمومى خوددارى مىكردند. 2