340همراه با برخى از ياران نزديكش در زاهر نزد اميرالحاج آمد و امير به طور ناگهانى او را اسير و در زنجير كرد و همراه با آن افراد او را به مصر فرستاد و در آنجا او را در چاهى زندانى كردند.
غازى كه اين خبر را از ابن فهد براى ما نقل كرده است،مىافزايد:چنين چيزى در گذشته سابقه نداشت.و نيز مىگويد:چنين ماجرايى براى ثقبه پيش نيامد،جز آن كه اهالى و اشراف،سختىهاى بسيارى را از ناحيۀ دشمنىهاى ثقبه طى چندين سال تحمّل كردند،بدون آن كه ثقبه بتواند به پيروزى قابل ملاحظهاى دست يابد.
بالا رفتن قيمتها و بحرانهاى موجود در اين سالها،زمينۀ يك كار جدى و تصميم قاطع را براى مردم فراهم كرد و منتظر آن بودند.شاهد آن،مطلبى است كه غازى از ابن فهد در بارۀ تتمۀ آن ماجرا نقل كرده و مىگويد:اين واقعه مردم را شادمان ساخت تا آنجا كه مىگويد:زان پس،غَلاّت وارد مكه شده،قيمتها پايين آمد به طورى كه يك اردب گندم به بيست درهم رسيد.
ثقبه هم در زندان مصر ماند،اما چيزى نگذشت كه توانست بگريزد.وى باز به منازعۀ با برادرش برخاسته با يكديگر جنگ كردند.باز صلح كردند،اما دوباره اختلاف ميانشان برخاست. 1
در سال 760 سلطان مصر به دو برادر نوشت تا به مصر بيايند،اما آنان نپذيرفتند.اين امر سبب شد تا فرمان عزل هر دو نوشته شد و برادرشان سند بن رميثه را با مشاركت پسر عمويش محمد بن عطيفه به امارت مكه گماشتند.
عجلان و ثقبه در زندان
محمد بن عطيفه مقيم مصر بود و پس از اين امر،همراه يك سپاه كه چهار تن از امراى مملوكى در آن بودند،راهى مكه شد.محمد بن عطيفه توانست امارت مكه را در اختيار بگيرد.چيزى نگذشت كه سند فرزند رميثه هم از راه رسيد و شريك او گرديد. 2