317كرد و ابونمى در مراسمى عظيم به استقبالش شتافت.
بيبرس دست به بذل و بخشش فراوان در مكه و مدينه زد و هدايا و اموال فراوانى كه حد و اندازه نداشت به امير مكه داده،ميان اشراف عطاياى بسيارى تقسيم كرد چنان كه ميان اهالى حرمين هم همين كار را كرده و براى خانوادهها وظيفهاى سالانه تعيين كرد.
همچنين به قبايل باديهنشين هم عطاياى فراوانى داد كه تأثير مثبتى در زندگى آنان گذاشت.
بيبرس كه از اختلاف ميان ابونمى و ادريس آگاه شده بود،آن دو را با يكديگر جمع كرد و از آنان جدا نشد جز آن كه همۀ اختلافاتشان را كنار بگذارند.آن دو پذيرفتند كه به نام سلطان بيبرس خطبه بخوانند. 1
اما چيزى نگذشت كه باز اختلاف ميان آن دو آغاز شده،ادريس به باديه رفت و قبايل چندى را به سوى خود دعوت كرد كه آنان هم از وى اطاعت كردند.اين بار او با جنگجويان فراوانى به مكه باز گشته دو سپاه در وادى خُلَيص 2در نزديكى عسفان در شمال جده با يكديگر درگير شده،نبرد سختى كردند.اين نبرد به كشته شدن ادريس و بازگشت ابونمى به مكه و حكومت منفرد او بر اين شهر منجر گرديد.
مورّخان در بارۀ دفعات بالا گرفتن اختلاف ميان ابونمى و ادريس اختلاف كردهاند.همينطور در بارۀ زمان رخ دادن برخى از مسائل نيز ميان مورخان اختلاف است.با اين همه در اين نكته كه اين ماجراها به كشتن ادريس و حكومت مستقل ابونمى منجر شد،اتفاق نظر دارند.
اين اخبار به سلطان بيبرس رسيد و بعيد نيست كه خود ابونمى شرح آن را براى وى نوشته باشد و علل اقدامات صورت گرفته را شرح داده كارش را توجيه كرده باشد.ملك ظاهر بيبرس بر او شرط كرد تا ماليات بر حجاج(مكوس)را ملغا كرده و اجازه دهد تا هر