298ينبع بود،توانست با جنگجويان خود به مكه آمده آن را محاصره كند.در يورش موفقيتآميزى كه وى در روز جمعه نهم ذى قعده سال 647 به مكه داشت توانست ابن مسيب را دستگير كرده،اسب و سلاح و اموال او را مصادره كند و رهايش سازد. 1
با تسلط وى بر مكه،عمويش راجح بن قتاده به مكه رفت و از امير مدينه از خاندان مهنا(حسينىها)كه دايىهايش بودند،كمك خواست.آنان 900 نفر در اختيارش گذاشتند تا حسن بن على بن قتاده را از مكه براند. 2
ظهور ابونمى اوّل
حسن بن على بن قتاده كه از حملۀ عمويش با كمك سپاهيان مدينه آگاه شد،به فرزندش ابونمى كه در ينبع بود نامه نوشته،از او خواست تا سر راه مهاجمان درآيد.در آن وقت،سن ابونمى هفت يا هشت سال بود جز آن كه بسيار با نشاط و مشهور به شجاعت بود.او توانست با چهل نفر از افراد طايفهاش راه را بر مهاجمان بسته و آن را به شكست بكشاند.
ابونمى پس از شكست آنان به مكه آمد.پدرش او را تكريم كرده،در ادارۀ امور شهر شريكش كرد. 3اين اولين بار بود كه بدعت شراكت در مديريت مكه آغاز شد، چيزى كه بعدها بارها تكرار شد.
فاسى 4حسن را در شجاعت در رتبۀ اول قرار داده و مىگويد مادرش زنى حبشى و ميان زنان برجسته بود.اين زن در برخى از جنگها با هودج همراه حسن آمد و پيش از نبرد به او گفت:«وضعيت به گونهاى است كه اگر تو پيروزى شوى مىگويند كه فرزند دختر پيامبر صلى الله عليه و آله پيروز شد.اگر شكست خوردى مىگويند فرزند يك كنيز سياه شكست