244حجاج مغرب كه از شهر كتامه در الجزاير در نزديكى قسنطينه-شهرى در الجزاير در مرز با تونس-بودند،برخورد كرده،آنان را به مذهب خويش درآورد و در سال 288 همراه آنان حركت كرد تا مردم كتامه را در اطراف خويش فراهم آورد. 1
در سال 291 عمليات هجومى وى آغاز شد و بسيارى از شهرهاى مغرب به تصرّف او درآمد. 2عبيدالله،به همان مقدار كه جنگجو بود،فردى خوش بيان و اهل استدلال بود.اين نيروى وى چندان بود كه وقتى برادرش ابوالعباس خواست مخالفان مذهب او را از قيروان تبعيد كند،به او گفت:دولت ما دولت حجّت(استدلال)است نه دولت قهر و زور،و پس از آن مردم را در داشتن مذهبشان آزاد گذاشت.
در پى اين رخدادها،عبيدالله دولت خود را در قيروان تأسيس كرده،خود را اميرالمؤمنين ناميد و دولتش را دولت كتاميه،منسوب به همين شهر كتاميۀ مغرب نامگذارى كرد،كه البته اين دولت،بعدها به نام دولت فاطمى ناميده شد.
در سال 301 سپاهى را به فرماندهى يكى از فرزندانش به سوى مصر گسيل كرده،بر اسكندريه و شمارى از قراى روبهروى دريا تسلط يافت.اما عباسيان او را به پايگاهش در مغرب عقب راندند. 3وى در سال 307 حملۀ تازهاى را آغاز كرد.بعد از آن هم فرزند و جانشينش قائم در سال 334 باز به مصر يورش برد.آن زمان دولت بنىالاخشيد در آنجا بود و مانع از تسلط دولت فاطمى بر مصر مىگرديد. 4
در سال 358 بار ديگر معزّ فاطمى با فرماندهى كاتبش جوهر صقلى به مصر حمله كرده،اسكندريه را بهتصرّف درآورد.وى در ادامۀ فتوحاتش تا شهر فسطاط رفت.
اخشيدىها از او امان خواسته،رشتۀ امور را به وى سپردند. 5بدين ترتيب سلسلۀ اخشيدى در مصر از ميان رفت،همان طور كه پيش از آن حكومت عباسيان در اين منطقه