232
وضعيت اقتصادى
بىتوجهى به وضعيت اقتصادى مكه و عدم رشد آن،عامل شورش اسماعيل بن يوسف در ميانۀ قرن سوم شد.پس از آن،فتنۀ قرامطه در اوايل قرن چهارم و سپس فتنۀ اخشيد در ميانۀ همان قرن،بدبختىهاى بيشترى را به همراه آورد.بالا گرفتن اين فتنهها و دشوارىهاى پديد آمده در جهان اسلام و بحرانهايى كه در بغداد پايتخت خلفا سبب قطع حج شد،همه و همه،در اقتصاد حجاز تأثير خاص خود را داشت.بازارها كساد شد و قبايل باديهنشين را به غارت از يك سو و وضع ماليات بر حجاج از سوى ديگر كشاند.
در اين دوره شمار ساكنان مكه رو به كاهش رفت و بسيارى از علما به نقاط ديگر كوچ كردند.بازار ادب و هنر هم كه از دورۀ اموى و بخش بزرگى از عصر عباسى در آنجا سراغ داشتيم،به كسادى گراييد و اصحاب ادب و هنر به هدف معيشت بهتر و رفاه بيشتر در بلاد پراكنده شدند.
مكۀ اين دوره،اقليتهاى تازهاى از تركهاىِ موالى را داشت كه گاه ولاء عباسيان را داشتند و گاه به شورشيان ديگر مىپيوستند.در كنار آن،اقليتهايى از فارس و بربر و برخى از بلاد عرب نزديك مكه در آنجا حضور داشتند.گمان بر اين است كه اين افراد، غالباً افراد متقى و متديّنى بودند كه براى حفظ دين خود از دست شورشيانى كه در بلاد فارس و مغرب و ديگر نقاط جهان اسلام برآمدند،به مكه مىگريختند.برخى هم از كسانى بودند كه مىخواستند با تكيه بر صدقات و در تكيهها زندگى كنند.هيچ كدام از اين دو دسته،اهل حرفه و فن و عمل نبودند.به همين دليل،حركت صنعتى در مكه رو به كاهش رفت و نيازمندان و گدايان فزونى يافتند.
مجوسى درمكه
در يك نسخۀ خطى كه نام كتاب و مؤلف نداشت و در كتابخانۀ شيخ عبدالرحمن عبدالله عبدالبارى در محلۀ سيّده زينب در مصر بود،ديدم كه نوشته است:يكى از عباسيان،در اين دوره،يك مجوسى را از عراق به مكه آورد تا سقف خانهاش را از ساج بسازد و خانۀ او در مروه بود.همين خبر را در إفادة الأنام شيخ عبدالله غازى(خطى)