226پيامبر بنى هاشم رفت و پيامبرى از بنىيعرب آمد.
خواهران و مادران را حلال شمرد و روزه را برداشت و هيچ سرزنش نشد! 1
تا پايان قصيده كه شامل فحش و فجور است و مبانىاى كه گفت مىشود پيروانش برخى از احكامشان را از قرآن استنتاج مىكنند به مانند نمونههايى استنتاجى است كه در بارۀ قرامطه پيش از اين گفتيم!
چيزى نگذشت كه ابوطاهر قرمطى گزارشى در باب آنچه در مسجد الحرام انجام داده بود براى خليفۀ فاطمى در مغرب نوشت و او پاسخ تندى در بارۀ آنچه انجام داده بود،به وى داد. 2اين نشانگر و روشنگر ارتباط قرامطه با شيعيان فاطمى است.
بعد از آن هم راه حج به دليل حضور قرامطه،براى مدتى قطع بود تا وقتى كه ابوعلى عمر بن يحيى نقيب علويان در كوفه،در سال 327 به ابوطاهر نامه نوشت و از او خواست تا راه حج را در قبال گرفتن پول باز كند.ابوطاهر پذيرفت و مالياتى از حجاج در مسير عبورشان به مكه مىگرفت.من نمىدانم چطور وى كه خود را يك ديندار افراطى مىدانست،به خود اجازۀ گرفتن ماليات از حجاج را مىداد.مكه به سبب اين وقايع سختىهاى فراوانى كشيد و طى سالهاى طولانى،فقر دامن اهالى آن را گرفت.
نامۀ نقيب علويان به ابوطاهر نيز آنچه را از ارتباط مذهبى آنان گفتيم،روشن مىكند.
اخشيد درمكه
دولت اخشيدى،دولتى بود كه توسط يكى از فرماندهان عباسيان در دوران انحلال عباسيان در مصر تأسيس شد.گذشت كه نفوذ تركها در بغداد بالا گرفت،به طورى كه