180مخالفت بر مىخاستند،چيزى كه سبب برانگيخته شدن روح شعوبىگرى شده، شعلههاى آن را بر افروخت و زمينه را براى قبول قيامها و پيوستن مردم به حركتهاى مخالف،از خوارج يا شيعه و ديگران فراهم مىكرد.
4-فرو رفتن بسيارى از آنان در اتراف و توجه به لذائذ دنيوى كه اختصاص به آنان و اطرافيانشان داشت و همين طور توجهشان به لهو و انتخاب انواع همنشينان و نديمان كه سبب برانگيختن بسيارى از انتقادها عليه آنان در ميان بسيارى از متدينين شهرها مىشد.
از يكى از شيوخ بنىاميه در بارۀ علت سقوطشان پرسيدند.او پاسخ داد:ما به لذات خويش مشغول گشتيم و از تفقد كسانى كه تفقد آنان بر ما لازم بود باز مانديم. 1
عباس به برادرش بشر بن وليد مىگويد:تصوّر مىكنم كه خداوند اجازۀ هلاكت شما را داده است.سپس به اين اشعار تمثل جست:
من شما را به پناه بردن به خداوند از دست فتنههايى كه مانند كوه بالا مىرود و آنگاه خاموش مىشود،فرا مىخوانم.
مردمان از سياست شما خسته شدند.پس به ستونهاى دين چسبيدند و به مخالفت برخاستند.
مردمان روبه صفت را به خود نچسبانيد.اين روبهان وقتى بچسبند،مشغول چرا مىشوند.
با دستان خود شكم خويش را ندريد؛چرا كه در آنجا حسرتى فراوان است و جاى جزع و فزع نخواهد بود. 2
5-توهين به مسلمانان آن هم در عمق وجود و شعور آنان،كه در جريان حمله به كعبه توسط منجنيق،و حلال شمردن مدينه براى لشكر طى سه روز و بهكارگيرى سختترين و مستبدانهترين اعمال در جنگ با امام حسين عليه السلام و كشتن او صورت گرفت.
من گرچه با توجه به تحقيقات خودم،بعيد مىدانم كه امويان به عمد به كعبه حمله كرده