179
دوران اول عباسى
مقدمه:سقوط امويان
در بحث گذشتهمان در بارۀ امويان،به تلاشهايى كه آنان در استوار ساختن اركان حكومت خود داشتند اشاره كرديم؛در اينجا به اجمال به اين نكته خواهيم پرداخت كه هنوز ستونهاى آن دولت چندان استوار نشده بود كه گرفتار اختلال شد و اركانش رو به ضعف گذاشت.در واقع،هنوز سال 100 هجرى نگذشته بود كه بدنۀ آن دولت رو به ضعف نهاد و همزمان با پايان يافتن سال 132 عمر آن به سر آمد.
در محدودۀ بررسى تاريخ مكه و ارتباط آن با تاريخ عمومى جهان اسلام،تصور مىكنم بهتر باشد ما به اختصار به مهمترين عوامل سقوط دولت اموى در طول اين سالها و جايگزينى دولت عباسى بر ويرانۀ آن بپردازيم تا بتوانيم بحث خود را در بارۀ مكه در پرتو تحولات عمومى جهان اسلام تعقيب كنيم.
بسا بتوان آنچه را در اين باره گفتنى است در نكات زير خلاصه كرد:
1-نخستين عامل،تخم اختلافى بود كه به سبب رقابت بر سر ولايتعهدى ميان افراد خاندان اموى پاشيده شد و اين كه هر كدام از آنان براى ضربه زدن به رقيب،به توطئه عليه ديگرى و ياران او از ميان بزرگان و فرماندهان مشغول شدند.
2-انتشار روح عصبيّت با تمايل برخى از آنان به سمت مضرىها و گروهى ديگر به يمنىها كه سبب پديد آمدن اختلاف و شقاق و كنيهها گرديد.
3-تعصّب عربىگرى رايج آنان و تحقير موالى و اهالى شهرهاى ديگر كه با آنان به