161انتقال مىيافت تا آن كه عالمانى چون سفيان بن عُيَينه 1و مُسْلم بن خالد 2و سپس شافعى پديد آمدند كه در اين باره توضيح خواهيم داد. 3
بُعد هنرى
گروهى ديگر از مردم،در پى همان نگاه بازيگرانه در زندگى به سوى تفريحطلبى و هنر و بازيگرى روى آوردند.
يكى از ابعاد آن در شعر،ظهور ظرايف ادبى و شعرى ميان اين افراد بود.اين گرايش در اين برهه از تاريخ مكه چندان شيوع يافت كه در ادوار ديگر مانند ندارد.به دنبال آن بود كه كسانى چون عمر بن ابى ربيعه و عبداللّٰه بن قيس 4و عرجى و حارث بن خالد مخزومى و شعراى ديگرى پديد آمدند كه هرچند در حد آنان نبودند،اما به طور عمومى نمايندۀ صادق همان جنبۀ رفاهطلبى و مُجون و فساد در عصر خودشان بودند.
زنان رفاهطلب خرسندى و خشنودى خود را با روى آوردن به ادب و شنيدن آنها آغاز كرده،برخى از خانوادههاى اشرافى از اين زنان،به گونهاى متعرض شعرا شده،آنان را به زيادهروى واداشته و خيال شاعرانۀ آنان را تحريك مىكردند.حتى برخى با آنان